همسفران مهر
لژیون همسفر نگین_کنگره60
درباره وبلاگ


در حلقه مهر گرد هم جمع امده ایم تا به اشتراک بگذاریم روشنایی و نور را. نوری که ریشه در ظلمت دارد، نوری که احیا میکند، نوری که میرهاند...
امید است که بتوانیم با اموزش علم بزرگ کنگره60 سهم کوچکی در زمینه درمان اعتیادو رهایی از بند اهریمن داشته باشیم

مدیر وبلاگ : همسفر نگین

    

 به نام قدرت مطلق الله

دستور جلسه ی روز دوشنبه مورخ 1396/9/13 لژیون هم سفران مهر با استادی سر کار خانم نگین  و دبیری همسفر مرضیه شروع به کار کرد. در ابتدا استاد اینگونه سخن آغاز نمودند:


خداروشکر می کنم که هر از گاهی با تلنگرهای کوچکی به ما یادآوری می شود که چقدر کنگره برایمان مهم است، ارزش دارد و چقدر حس های خوبی از اینجا ما دریافت می کنیم. انشاء الله که خداوند به ما این توفیق را بدهد تا زمانی که در این حیات هستیم به مسیر کنگره آمدن و آموزش های کنگره ادامه دهیم. امیدوارم که در مسیر آموزش قرار گرفته باشید، همچنان به مسیرتان ادامه دهید و ببینید که چقدر یاد گرفتن و عمل کردن به آموزش ها برای ما اهمیت دارد.

دستور جلسه ی هفته بسیار مهم بود، رابطه ی آموزش با معرکه گیری، کسانی که مدام در حال معرکه گیری هستند، آدم هایی در حاشیه هستند و هیچگاه نمی توانند آموزش بگیرند چون مانعی بسیار قوی سر راه آنها قرار دارد. گاهی چیزهایی را بلدیم ولی نمی توانیم از آنها استفاده کنیم چرا که در حاشیه هستیم و اطراف خودمان را آنقدر شلوغ می کنیم که به جای استفاده از آموزش ها با کوچکترین اتفاقی سر و صدا و تلاطمی به پا می کنیم و اوضاع را بهم میریزیم و فکر میکنیم که این کار نتیجه بهتری می تواند داشته باشد. گاهی اوقات آدم های معرکه گیری سر راهتان قرار می گیرند که آدم های معرکه گیری هستند و این آدم ها می توانند در مسیر زندگی شما تاثیر گذار باشند و خیلی اوقات ما بلد نیستیم با آدم هایی که معرکه گیر هستند چگونه رفتار کنیم؟! این مسئله بسیار مهم است که چگونه خودمان را از معرکه ایی که دیگران درست می کنند، خارج کنیم چرا که وارد شدن به معرکه عوارض بسیار بدی دارد و شما را درگیر می کند. توصیه من این است که حتما سی دی معرکه گیری را گوش بدهید، آدم های ضعیف کسانی هستند که تا به مشکلی برخورد می کنند سریع دچار معرکه گیری می شوند در صورتی که ما در کنگره یاد گرفتیم برای قوی شدن باید به دنبال راه حل مسائل باشیم چون معرکه گیری درمانی برای درد ما نیست و نمی تواند مشکلات ما را حل کند. این سی دی میخواهد به من یاد دهد که معرکه گیری چیست؟ گاهی ما نمی دانیم  کاری که انجام می دهیم معرکه گیری است و فکر میکنیم کار درستی انجام می دهیم پس باید بدانیم اصلا معرکه گیری چیست و باید بدانیم که آیا خودمان معرکه گیر هستیم یا اطرافیانمان و بدانیم که چگونه خودمان را از معرکه ی دیگران خارج کنیم.

سی دی مروارید:

خانم مرضیه: آقای مهندس در ابتدا داستان لک لک و روباه را تعریف کردند که روزی روباهی لک لک را به خانه ی خود دعوت می کند، روباه غذا که درست می کند در یک ظرف صاف می ریزد و   خودش با لیس زدن به ظرف غذایش را می خورد ولی لک لک چون نوک درازی داشته نمی توانسته غذا را بخورد ، بعد گذشت چند روز لک لک روباه را به خانه ی خود دعوت می کند، این بار لک لک غذا را در ظرف گود و باریکی می ریزد و خودش با نوک درازش غذایش را می خورد ولی روباه نمی توانسته غدا بخورد. زندگی خیلی از ماها به همین صورت است که مهمان دعوت می کنیم، بهترین غذا ها را تهیه می کنیم ولی مدام به او زخم زبان می زنیم و نیش و کنایه می زنیم.

اگر در زندگی دست کسی را نگیرید و به دیگران کمک نکنید، کسی هم در زندگی دست ما را نمی گیرد و به ما کمک نمی کند.

خانم نگین توضیح دادند؛ این قسمت سی دی بسیار مهم بود با اینکه داستان ساده ایی است ولی پر از معنا و مفهوم بود. آقای مهندس فرمودند ما در زندگی روزمره ی خود با دوستانمان، همسرمان، خانواده ی خود و حتی طبیعت همین رفتارا انجام می دهیم و اگر دست کسی را نگیرید دیگران هم دست شما را نمی گیرند، سپس از اعضا لژیون خواستند با مشارکت خود تفسیر و برداشت این قسمت از سی دی را بگویند.

خانم زهرا: به من ثابت شده که هر جا کمکی به کسی کردم، در جایی که خیلی احتیاج به کمک داشتم به من کمک شده است و دست من را گرفتند.

خانم اعظم: این داستان برای من این مفهوم را داشت که هر کاری را که به نفع خودتان است را طوری نشان می دهید که برای دیگران است ولی در اصل برای منافع خودتان است و به ظاهر برای دیگران است.

خانم مرضیه: هر کاری می کنیم بازگشت آن کار به خودمان است چه از خوبی و چه از بدی و در زندگی تجربه هایی داشتم که برایم ثابت شده قانون حساب و کتاب خداوند همیشگی است.

خانم بتول: وقتی فردی کسی را به خانه ی خودش دعوت می کند باید جوری رفتار کند که فرد احساس کوچکی و حقارت نکند و اگر کینه ایی و ناراحتی از فرد داریم هنگامی که به خانه ی ما می آید نباید به قصد تلافی باشد. کار خدا بر مبنای عدل است و مانند این می ماند که بروی به رستوران چلو کباب سفارش بدی یا چلو ساده، در حقیقت چیزی که تو درخواست می کنی همان به تو داده می شود.

خانم نرگس: من همیشه منتظر این بودم که جواب هام را ببیبنم ولی احساس می کردم هیچ گاه جوابی دریافت نمی کنم چرا که فکر می کردم حتما باید از اون شخصی که در حقش خوبی کردم جوابی دریافت کنم ولی در کنگره یاد گرفتم خیلی از اوقات دستم گرفته شده بدون اینکه من اطلاعی داشته باشم و تنها چیزی که متوجه شدم این است که جواب خوبی، خوبی است ولی از یک شخص به تو نمی رسد و ممکن است از جاهای دیگر به تو کمکی شود و آن گونه که صلاح و حکمت توست جواب بگیری.

خانم مهری: اگر حال ماخراب است این برمیگردد به خودمان و نباید این حال خراب به دیگگران هم منتقل کنم.تمام کنایه هایی ک به افراد زده می شود عامش ضد ارزش هاست.

خانم مائده: هر کسی هر انرژی که می دهد همان را دریافت می کند(نیروی عمل و عکس العمل) و گاهی ما کاری را ناخواسته انجام می دهیم که فرد مقابل ناراحت می شود یا ما آگاهی لازم را نداریم و یا فرد مقابل توقع بالایی دارد و هر کاری در اصل به نیت ما از انجام آن کار بستگی دارد.

خانم الهام: دنیا محل حساب و کتاب است و هر کسی با هر دستی دهد با همان دست به او برمی گردد، من هم فکر می کردم اگر خوبی کردم باید همان فرد در حقم خوبی کند ولی تجربه ثابت کرد جواب خوبی من در جای دیگر جواب داده می شود.

خانم سمیرا: برای من داستان روباه و لک لک قبل از کنگره خیلی اتفاق می افتاد تا جایی که اگر زخم زبان و کنایه ایی می شنیدم، دعوت می کردم فرد را تا جواب او را بدهم ولی چند وقتی این کار را انجام نمی دهم ولی هنوز ظرفیت لازم برای شنیدن ای کنایه ها و سکوت کردن را ندارم سوالم این است چگونه این ظرفیت به وجود می آید؟؟

خانم طیبه: اینکه آقای مهندس می گویند اگر خوبی کنی، خوبی دریافت می کنی همان قانون عمل و عکس العملی است که در کائنات هست و نمونه ی بارز آن برای من شرکت در گلریزان بود و با اینکه خیلی ناچیز بود ولی بازتابش خیلی سریع به من رسید .

خانم مهلا : صادقانه در زندگی جاهایی روباه بودم و جاهایی در زندگی لک لک یعنی می توانستم جور دیگری جواب بدهم ولی سوالی برام پیش آمد که با اینکه دیگران در حقمان دعا می کنند ولی چرا گاهی اون دعاها استجابت نمی شود و بعد به این نتیجه رسیدم شاید به خاطر روباه بودن خودمان استجابت ها را نمیبینم !!!!

خانم زهرا: من برای هر کسی هر کاری می کردم انتظار جبران از اون شخص را داشتم ولی وقتی به کنگره آمدم دیدم حتی کوچکترین کمکی به دیگران هزاران برابر بیشتر به خودم برمیگردد.

خانم نگین: همه ی شما به این اشاره کردید که اگر کار خوبی در زندگی انجام دادید، قرار است چیز خوبی هم دریافت کنیم و این بسیار مهم است ولی به این قسمت اشاره نکردید که اگر حال خرابی داریم و اگر بدی در زندگی میبینیم و اگر کسی کاری در زندگی انجام می دهد که بر علیه ماست و خیلی باب میل ما نیست حتما من هم کاری کردم و یا حتما دلی شکستم که امروز دل من می شکند، حتما جایی به کسی زخم زبان زدم که امروز دارم زخم زبان میشنوم، این قانون ثابت هستی و زندگی است اینکه تو هر قدمی برداری عین همان قدم برای تو اتفاق می افتد. اگر دستی را برای کمک کردن می گیری، دستی از تو خواهد گرفته شد. چرا به این فکر می کنیم که امروز به پدر و مادرم خدمت میکنم که فردا بچه هام به من خدمت کنند؟!خوب شاید فردا بچه هام ب من خدمت نکنند ولی یک نفر دیگر به من خدمت کند و دست مرا بگیرد. بارها گفتم که بالاترین نعمتی که خداوند می تواند به انسانی بدهد اینکه شب که سر روی بالشت می گذارد بدون هیچگونه عذاب وجدان و هیچ ناراحتی بخوابد،خواب ی نعمت خیلی بزرگی است که از خیلی از انسان ها گرفته شده، خودشان هم خبر ندارند فقط می گویند نمی توانیم بخوابیم، خوابمان بده!حتما جایی خواب را از دیگران گرفتید جایی حرفی زدید که فرد نتوانسته بخوابد پس باید جواب پس بدهید. در این حیات هیچ چیزی بدون حساب و کتاب نیست و فقط اتفاقی که افتاده این است که ما نه گذشته ی خود را به یاد داریم که بدانیم 5 سال پیش کجا چه زخم زبانی زدم و علاوه بر این آرشیو بسته است و نمی دانیم در کوله بارمان چه چیزی را حمل کردیم پس از کی می خواهید شکایت کنید؟!به کی می خواهید بگویید که چرا در حق من اینقدر بدی می شود؟! یک حالت دارد دارید تاوان بدهی ها را پس می دهید، بدی کردید یادتان نیست باید جواب بدهید از هیچ گونه عمل شما بدون حساب و کتاب چشم پوشی نمی شود. اگر قدم خیری بردارید برای شما خیر اتفاق می افتد و اگر قدم بدی برای دیگران برداری، حس بد، دعای بد و... برای شما بد اتفاق می افتد. خیلی از اوقات اطرافیانمان را دوست داریم ولی با محبت های بی جا و دوست داشتن هایی که در قالب محبت است ولی واقعی نیست  آنها را اذیت می کنیم مثلا دعوتشان می کنیم خانه ولی با حرفی آنها را آزار می دهیم اصلا دلیلی ندارد در مورد چیزی که از شما نظر خواسته نشده شما اظهار نظر کنید که با نظرتان حال دیگران را خراب کنید اگر حالی را خراب کنید مطمعن باشد حالتان خراب می شود و این قانون سریع الحساب بودن هستی است حتی در طبیعت هم اینگونه است اگر زباله ایی بریزید، اگر آب را هدر دهید و یا وقتی محیط خانه را به حدی گرم می کنید که لباس نازک میپوشید و انرژی مصرف می کنید یعنی به طبیعت ظلم می کنید و باید جواب پس بدهید و قطعا در حقتان ظلم می شود. گاهی اولین چیزی که نیاز داریم پذیرش است یعنی بپذیریم مستحق این اتفاقات هستیم و عین عدالت است کنار اطرافیانمان هستیم، وقتی می پذیریم، حالا با قدرت تمام می ایستیم و موضوعی که اذیتمان می کند را حلش می کنیم، نمی توانیم گریه و شکایت کنیم چون با اینکه درد زیادی دارد ولی نوش جانمان است.اگر کسی می دانست که دارد شاخه ی درختی را قطع می کند که خودش روی آن نشسته بود و با این کار می خواهد به شما آسیب برساند ، آیا شاخه ی درخت را قطع می کرد؟!در صورتی که اولین نفری که آسیب میبند خودش است نه اطرافیان و این همان اصطلاحی است که  آقای مهندس می فرمایند وقتی می گویید گوششو می گیرم می تابونم خوب توام باید یک دور بتابی تا بتوانی گوشش را بتابونی.کسانی که به دیگران بدی می کنند و یا حس بد منتقل می کنندو حال دیگران را بد می کنند خودشان خیلی خیلی حالشان خراب است و نیاز به دعا دارند.آنها فکر می کنند دارند حال ما را بد می کنند و به ما آسیب میزنند در صورتی که حال خودشان بدتر می شوند پس اگر کوچکترین خدمتی می کنید جوابتان را از قوانین هستی می گیرید و قرار نیست اگر به کسی خدمتی می کنید از همان فرد انتظار جواب داشته باشید  و قانون لک لک و روباه همیشه هست اگر به درون خودمان برویم میفهمیم قطعا جاهایی در زندگی روباه بودیم و خیلی وقت ها حرفی میزنید و بعد می گویید همین جوری گفتم نیتی نداشتم ولی در صور پنهانت فقط خدا می داند که با چه نیتی گفتید و من مطمعنم کسی که درمسیر صراط مستقیم حرکت می کند، کسی که به تمام قوانین هستی احترام می گذارد و آنها را رعایت می کند به هیچ وجه آسیب نمیبیند چون سپری دارد که از او در تمام اتفاق های بد حفاظت می کند پس فقط کافیست که در مسیر صراط مستقیم حرکت کنید. گاهی حرف خوبی قرار زده شود ولی فرد مقابل نقطه تحملش را ندارد، اون فرد همینجوری حالش بد است و شما با حرفی که فکر می کنید از دلسوزی است حال او را خراب تر می کنید و شاید بعد از گذشت مدتی حرف شما را بپذیرد ولی الان حالش خوب نیست. گاهی آدم ها نیاز دارند فقط شنیده شوند بدون اینکه نظری از تو بخواهند حتی اگر نظر شما در مورد اون فرد کاملا درست باشد . این همان چیزی است که از آقای مهندس در سی دی بیان یاد گرفتیم  که هر صحبتی باید در زمان مناسب، مکان مناسب و شرایط مناسب بیان شود.

خداوند در حد توان شما به شما مسئولیت می دهد. گاهی اوقات ما خودمان را آدم های ضعیفی می دانیم ولی در اصل قوی هستیم اگر قوی نبودیم شاید نمی توانسیم اینقدر همه ی مسائل را با هم تحلیل کنیم.یه وقتایی میشه الان همه چیز را با هم کنترل کنید ولی چون نمی توانید کنترل کنید قرار هم نیست همه چیز را رها کنید،باید آرام آرام حرکت کنیم و قبلا این را یاد گرفایم که برای اینکه تبدیل شویم به یک سرویس طلا باید برویم داخل کوره،چکش بخوری، بیای بیرون گویند ؛ سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود لیکن به خون جگر شود.سنگ تبدیل به لعل می شود ولی باید درد بکشی باید تک تک سلول های بدنت درد بگیرد گاهی باید بشینی زار زار گریه کنید بعد با قدرت تمام بلند شوید و به حرکت ادامه دهید. چیزی بدتر از اعتیاد که یک غده ی سرطانیه نیست و شما دارید اعتیلد را پشت سر می گذارید، شما پذیرفتید داشتن یک مصرف کننده را ولی آِا از پس بقیه مشکلات بر نمیایید؟!!! قطعا و حتما می توانید و هرچقدر در درون خودتان بگویید می توانم مطمعن باشید می توانید.

خانم مرضیه: در ادامه استاد می فرمایند؛ می دانم دلتان برای ما تنگ شده دعا گوی ما هستی، امید فراوان داریم و به امید باز شدن کامل گره ها، منظور از دعا، درخواست از خداوند است و خداوند هم فرموده یاد کنید مرا تا از شما یاد کنم ولی تنها با دعا کردن کارها درست نمی شود. ما درخواست را از خداوند می کنیم ولی خواسته ی ما باید منطقی و عاقلانه باشد و در جهت این خواسته تلاش کنیم  تا انشالا به خواسته ی خود برسیم.

خانم نگین: اگر خواسته یما منطقی و عاقلانه باشد، در جهت خواسته تلاش هم کرده باشیم ممکنه به خواستمان نرسیم چون شاید الان این خواسته به صلاح ما نیست و به ضرر ماست، شاید ظرفیت لازم را هنوز نداریم پس ما دعا می کنیم و دست از تلاش بر نمی داریم ولی اگر الان برایمان اتفاق نیفتاد، بهم نمی ریزیم، کفر نمیگوییم که خدایا چرا و این قضیه ی گنجشکی ست که باد خانه ی او را خراب می کند و به خدا ناله می کند چرا من؟! و خداوند می گوید؛ ماری در کمین خانه ات بود پس به باد گفتم خانه ات را خراب کند تا به تو آسیبی نرسد. گاهی رسیدن به خواسته هایمان برابر است با آسیب دیدن و گاهی نباید به خواسته هایمان برسیم پس دست از تلاش بر نمی داریم و از خداوند می خواهیم اگر خواسته یمان منطقی است و به صلاح ما هست برایمان اتفاق بیفتد و گاهی باید چیزهایی را از دست بدهید و از دست دادنش در لحظه خیلی درد دارد ولی بعد از گذشت زمان خودت می گوییم خدارا شکر که خواسته ی ما اتفاق نیفتاد.

خانم مرضیه : ما نمی توانیم با اصرار از دیگران بخواهیم که برای ما دعا کنند اگر هم بخواهیم شاید دیگران برای ما دعا کنند چون از زبان دیگران ما گناه نکرده ایم ولی ما باید هزینه ایی پرداخت کرده باشیم و یا تلاشی کرده باشید که دیگران موقع استفاده برای ما دعا کنند ( گذاشتن آب سرد کن، ساختن جاده و ....) و این باعث میشود گره در حق ما استجابت کند.

گره هایی در زندگی ما هست که یا با دست خودمان به وجود آمده یا تقدیر بوده و یا خواسته ی خودمان بوده است و تا این گره ها باز نشود انسان نمی تواند به دنبال عمل سالم رود و وقتی گره ها باز شد آن هنگام می توانیم در راه عمل سالم قدم بر داریم.

ما به تصور مروارید وارد دریا می شویم  حال آن که با حیوانات وحشتناک روبرو می شویم این هم اتفاقی است که برای بسیاری از ما در زندگی اتفاق می افتدو مثال عینی آن همان دو دوستی بودند که لب رودخانه راه می رفتندو خیک پنیری می بینند، یکی از رفقا وارد رودخانه می شود به خیال اینکه خیک پنیر مجانی پیدا کرده اما یک خرس او را می گیرد، دوستش می گوید خیک را رها کن می گوید من خیک را رها کردم او مرا رها نکرده .او رفته بود خیک پنیر بیاورد ولی خرس او را گرفت و همان موضوع است که خیلی اوقات چیزهایی را با اصرار می خواهیم که اصلا به صلاح ما نیست و باید در زندگی به این توجه کنیم که هر چیزی یک صور پنهان و یک صور آشکار دارد.

 خانم نگین: ما هر مشکلی که در زندگی داریم یک گره است و تا وقتی این گره ها باز نشوند نمی توانیم در مسیر صراط مستقیم به خوبی حرکت کنیم.آقای مهندس می فرمایند: وقتی گره هست فرد می تواند در مسر صراط مستقیم حرکت کند ولی کار بسیار سختی است. هر ضعفی، هر ناتوانی و هر مشکلی در زندگی ما یک گره است که مانند زنجیر دست و پای شما را بسته و حرکت شما را سخت می کند( برای مسافران سیگار کشیدن و برای بخش خانواده تغذیه نادرست یک گره است) اولین کاری که نیاز است، رو آمدن گره هاست. گاهی ما نمی دانیم چه گره هایی در زندگی داریم!گره با خدمت رو می آید.

گاهی ما با دیدگاه و نگرشی وارد موضوعی می شویم و انتخابی می کنیم که کاملا اون انتخاب با دیدگاه و نگرش ما نتیجه عکسی می دهد مثل اینکه با فاکتورهایی فردی را برای زندگی انتخاب می کنیم و بعد که وارد زندگی شدم می بینم چقدر تفاوت دارد با چیزی که من می خواستم و این همان چیزی است که آقای مهندس می فرمایند؛ تو وارد دریا می شوی مروارید صید کنید، با حیوانات خوفناک روبرو می شویم.و یادتان باشد مروارید داخل صدف است و درآوردن مروارید کار راحتی نیست. هر انتخابی می کنید و وارد هر داستانی می شوید فقط بدانید این انتخاب شما بوده و حق ندارید جا خالی بدهید و گله کنید.

ما برای حل مسائل یک صور آشکار داریم و یک صور پنهان و حتی هر فردی یک صور پنهان داریم و یک صور آشکار و هیچ کس به اندازه ی خودمان از صور پنهان خودمان خبر نداریم پس همیشه حواستان به صور پنهان مسائل هم باشد.

خانم مرضیه: صور پنهان و صور آشکار مانند همان مسلمانی ماست که خیلی ها فقط اسلام آوردن ولی مسلمان نیستند. زندگی و کنگره مانند یک گردباد است، اگر حرکت کنید و عمل سالم انجام دهید ماندگارید در غیر این صورت به بیرون پرتاب می شوید. ما باید حقیقت را به صورت الهی ببینیم.خداوند مسئولیت را به اندازه ی تحمل خودش به فرد می دهد.

خانم نگین :  خیلی ها آمدند به کنگره ولی رفتند،کنگره مانند گردباد است که اضافی ها حذف می شوند و کسانی در مرکز می مانند که مسیر درست داشته باشند، طبق قوانین حرکت کنند، عمل سالم انجام بدهند، به قوانین کنگره احترام بگذارند و خدمت کنند همانگونه که در زندگی هست و کسانی که حال خرابی دارند چون به قوانین زندگی احترام نگذاشتند و شرک ورزیدند. جهان هستی بر پایه ی اضداد هست و نیروهای مثبت و منفی آمده اند که زندگی ما را کامل کنند.

خانم اعظم: آقای مهندس در این سی دی فرمودند؛ نیستان می آیند و هستان می روند. کسانی که در این حیات نیستند، می آیند و کسانی که هستند، می روند. کسانی اعتیاد دارند و وارد کنگره می شوند و کسانی دیگگر از کنگره خارج می شوند. این نمی شود ک چاقو نباشد که کسی به کسی آسیبی نرساند، نمی شود که همه چیز خوب باشد باید همه ی این ها باشد تا هر کس در حد توانایی خودش در مسیر صراط مستقیم حرکت کند.آقای مهندس می فرمایند ثروت برای آزمایش است و این نیست که خداوند به اندازه ی توانایی افراد ثروت می دهد. خداوند ثروت را می دهد که ببیند هر کسی چگونه آن را خرج می کند.بچه های کنگره باید هوشیار باشند و از سوراخ کلید مسائل را نبینند و باید نگاه 360 درجه به مسائل داشته باشید.

 درقسمت دوم سی دی پنهان کاری چه آموختیم:

خانم نگین اینگونه توضیح دادند؛انسان دارای پنج حس ظاهر(درون) و پنج حس باطن(برون) است و انسان با پنج حس ظاهر زمانی فعالیت می کند که نفس (روح) و جسم همزمان وجود داشته باشد یعنی حالت بیداری و وقتی این دو با هم نباشند انسان با پنج حس باطن فعالیت می کندیعنی در  عالم خواب قرار بگیرید. ما در عالم خواب چیزهایی را می شنویم، می بینیم، می دویم و...و این ها با پنج حس باطن است. ما می بینیم ولی نه با چشم و چشم تنها یک ابزار است برای دیدن در حالت بیداری است. آقای مهندس می فرمایند وقتی داریم در مورد پنج حس باطن صحبت میکنیم برای ما خیلی قابل لمس نیست. آقای مهندس می فرمایند اینکه اینقدر در مورد انسان صحبت می کنیم به خاطر این است که بگوییم انسان از دو بخش آشکار و پنهان است.  در نظریه های جامعه شناسی انسان را به سه قسمت تقسیم می کنیم؛نهاد که غریزه ی انسان است، اگو  حفظ بقای انسان است و دیگری سوپر اگو که از بیرون تاثیر می گذارد در صورتی که ما می گوییم انسان به دو بخش صور پنهان و صور آشکار تقسیم می شود که صور پنهان دارای پنج حس باطن و صور آشکار دارای پنج حس ظاهر است و ما همه ی تلاشمان را می کنیم که صور آشکار و صور پنهان با هم منطبق شوند. وقتی آقای مهندس از نفس صحبت می کنند نه اینکه ما سه نفس داریم، نفس چیزی است که تعیین موجودیت می کند و سه مرحله دارد؛ اماره، لوامه و مطمعنه. ما همه ی این بحث ها را انجام می دهیم که به شناخت بیشتر انسان برسیم، به فرمایش آقای مهندس ما نه فلسفه م یخوانیم و نه می خواهیم فیلسوف و عارف شویم ما تنها این ها را یاد می گیریم که بدانیم انسان چگونه تشکیل شده است و چه چیزهایی در درون انسان است و بتوانیم انسان را بشناسیم. ما زمانی می توانیم انسان را به درمان برسانیم که انسان را بشناسیم.آقای مهندس در سی دی در مورد عقل جزء و عقل کل صحبت می کنند و می فرمایند عقل جزء مثل عقل کرکس است که تنها می تواند پرواز کند، غذا بخورد و بخوابد و برای عقل کل واژه ی ابدال را می گویند یعنی کسی که تزکیه و پالایش شده و مراحل تغییر، تبدیل و ترخیص را طی کرده است و می فرمایند ما می خواهیم انسان را به مرحله ی عقل کل برساند و انسان در این مرحله کسی است که مقام بالایی دارد. ما در مورد مسائل زندگیمان گاهی عقل جزء هستیم و از سوراخ کلید داریم مسائل را میبینم و از همین سوراخ می خواهیم مسائل را حل کنیم ولی نگاه ما باید نگاه360 درجه باشد. کسی می تواند به عقل کل برسد که تزکیه و پالایش شده باشد و در تزکیه و پالایش حس ها باز می شوند و القا و الهام از جانب نیروهای الهی برایش اتفاق می افتد و می تواند مسیر درست را تشخیص دهد و در این صورت نگاه ما، نگاه 360 درجه می شود. آقای مهندس می فرمایند نگاه بچه های کنگره باید 360 درجه باشد و غفلت نکنند. برای عقل کل شدن باید مراحل تغییر، تبدیل و ترخیص را طی کند و تزکیه و پالایش شده باشد. انشاالله که همه ی ما بتوانیم از دانسته هایمان استفاده کنیم و نگاه 360 درجه داشته باشیم، گاهی قدرت حل مشکلات را نداریم و تنها راه ح برای ما تغییر نگرش ماست.

پیامی از قانون یازدهم است توسط خانم اعظم خواند شد؛

انسان مقام انسانی خود را در جایی جا گذاشته است که خود آگاه نیست و باید آن مکان را بیابد.

 

 درپایان لژیون با دعای اعضا پایان یافت. 
دستور جلسه ی آینده  سی دی آسیب شناسی و وادی هفتم.





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، سی دی مروارید،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 آذر 1396 12:23 ب.ظ
باسلام ودست مریزاد خدمت خانم مهلای عزیز
بسیارزیبا
تابادچنین بادا
چهارشنبه 29 آذر 1396 12:20 ب.ظ
خانم مهلای عزیز
دست مریزاد وخداقوت
بسیار زیبا
تاباد7156چنین بادا
دوشنبه 27 آذر 1396 08:51 ق.ظ
مهلای عزیز همچون همیشه عالی بود خسته نباشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :