همسفران مهر
لژیون همسفر نگین_کنگره60
درباره وبلاگ


در حلقه مهر گرد هم جمع امده ایم تا به اشتراک بگذاریم روشنایی و نور را. نوری که ریشه در ظلمت دارد، نوری که احیا میکند، نوری که میرهاند...
امید است که بتوانیم با اموزش علم بزرگ کنگره60 سهم کوچکی در زمینه درمان اعتیادو رهایی از بند اهریمن داشته باشیم

مدیر وبلاگ : همسفر نگین
سه شنبه 7 شهریور 1396 :: نویسنده : همسفر هانیه

روز دوشنبه راس ساعت 17:45 لژیون با حضور سرکار خانم نگین و اعضای لژیون با دستور کار سی دی  " گوهرجان" و "وادی شش" آغاز به کار نمود.

ابتدا کمک راهنمای محترم فرمودند بسیار خوشحالم که بار دیگر همسفر سمیرا را مجددا در لژیون میبینم. خداراشکر که مسافر ایشان به کنگره می آیند. همسفر سمیرا از جمله کسانی بودند که خیلی خوب حرکت میکردند و من مطمئن بودم که این دوریشان از کنگره موقتی خواهد بود.

سپس خانم الهام پیامی از کتاب را از حفظ ارائه دادند: امواج چون گردباد بر زمین فرود می آیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت میبرند و این جز فرمان حاصل نمیگردد. پس با شما که پیمان میبندید در این اندیشه باشید که از زمین برخواسته و به آن مکانی که فرمان است رهسپار شوید. در سکون هیچ چیزی به وجود نمی اید و زایشی نیست. همه چیز در حرکت شکل میگیرد و سپس ساختارها پدیدار میگردند و سفر در حلقه های آفرینش آغاز و ادامه دار میگردد. در این سیر برای انسان، تفکرات، معمار ساختارها و زبانِ سخن گوی و تعیین کننده مسیر حرکت او میباشد.

سپس خانم نگین در رابطه با وبلاگ نویسی نکاتی را گوشزد نمودند و در ادامه اعضا پیرامون نقطه تحملشان در مسائل مختلف به مشارکت پرداختند.

همسفر مهلا : من در مواقعی که شخصی در برابرم سماجت میکند و من نمیتوانم با وجود درست بودن عقایدم متقاعدش کنم، عصبانی میشوم. هم چنین من در مورد کارهای منزل نیز بسیار حساس هستم. اگر خانه تمیز نباشد و همه چیز سرجایش نباشد به شدت به هم میریزم. هنگام خانه تکانی ایام عید، حتی به گریه کردن می افتم.

همسفر طیبه : من خیلی راجع به آن فکر کردم و خداراشکر مسائل خاصی را پیدا نکردم. البته این ممکن است دلیل بر نقطه تحمل بالای من نباشد بلکه  شاید در پیدا کردن آنها دچار ضعف هستم. فقط توانستم در مسائل پیش پا افتاده ای مواردی را پیدا کنم مثلا این که در برابر صدای بچه نقطه تحمل پایینی دارم.

خانم نگین : دقت کنید که همین مسائل کوچک بسیار مهم هستند مثلا همسفر طیبه هنوز آمادگی بچه دار شدن را ندارد. همین مسئله کوچک ممکن است مسئله بزرگی را ایجاد کند. وقتی من تحمل صدای بچه ها را نداشته باشم این یعنی حس من خوب نیست....حال من خوب نیست...در صورتی که صدای بچه ها بهترین صدایی است که انسان میتواند بشنود.

همسفر هانیه : من بیشترین موردی که با آن مشکل دارم در رابطه با پدرم است. در رابطه با رفتار دیگران با ایشان و رفتار ایشان با خودم. دیگر این که در رابطه با خوابم بسیار حساس هستم که اگر به هم بریزد بسیار عصبی میشوم. هم چنین زمانی که روزه میگیرم ساعت ها و روزهای اخر تحمل بسیار پایین می آید.

همسفر فاطمه: من نقطه تحملم در رابطه با فرزندانم بسیار پایین است تحمل اینکه شیطنت کنند یا بازی کنند را ندارم. یا زمانی که مادر شوهرم در رابطه با شوهرم حرف نامناسبی میزند، من به هم میریزم.

همسفر مریم : من در رابطه با مهمان داری نقطه تحمل پایینی دارم. مثلا زمانی که مهمان بیاید، دو سه روز اول به خوبی پذیرایی میکنم اما روز های بعدی، خیلی خسته میشوم و دوست دارم مهمان ها بروند. مورد دیگر اینکه در رابطه با مسافرم، زمانی که زیاد صحبت میکند نقطه تحمل پایینی دارم. او زیاد توضیح میدهد در صورتی که من دوست دارم خلاصه مطرح کند.

همسفر بتول: من در برابر سرما، آژیری که یک مرتبه به صدا در بیاید، در برابر انسانی که دروغ بگوید و بخواهد آن را راست جلوه بدهد به هم میریزم. در برابر کسی که بیش از حد پشت تلفن صحبت کند هم به هم میریزم.

همسفر بهناز : من در برابر فریاد و بلند حرف زدن دیگران عصبی میشوم. همچنین در برابر بیماری و حرف زشت زدن بچه هایم.

همسفر اعظم : من قبلا از این که خیلی منتظر همسرم بمانم به شدت عصبی میشدم و غذا نمیخوردم تا شوهرم به خانه بیاید. اما پس از کنگره، فهمیدم این نقطه ضعف من است و به دنبال راهکار گشتم. مثلا نصف غذایم را میخورم و بقیه را با همسرم میخورم و این باعث میشود که کمتر به هم بریزم. دیگر این که وقتی بچه هایم مریض میشوند، به شدت ناراحت و مشوش میشوم.

خانم نگین : من هم پس از ازدواجم با این مشکل مواجه شدم. چون در خانه پدری عادت داشتیم ساعت 12 نهار بخوریم در صورتی که پس از آن به خاطر ساعت کاری شوهرم مجبور بودیم ساعت 4 نهار بخوریم و این باعث میشد که حال من خیلی بد شود. بنابر این خودم را به میان وعده خوردن عادت دادم.

همسفر سمیرا : من در گذشته عصبانیتم را سر دیگران خالی میکردم ولی اکنون یاد گرفته ام که دیگر این کار را ادامه ندهم.

همسر مهری : من از قضاوت بی جایی که دیگران در موردم انجام دهند ناراحت میشوم و عصبانی میشوم. مثلا من یک روز حال خوبی نداشتم و مهمان به خانه ام امد. بعد متوجه شدم که آنها فکر کرده اند من از این که آنها آمده اند ناراحت شده ام! و در موردم قضاوت بیجا کردند که من از اینکه مهمان به خانه ام بیاید ناراحت میشوم.

همسفر سمیرا : من نسبت به رفتار مسافرم نقطه تحمل پایینی داشتم. حتی حرف عادی هم که میزد من بهم میریختم. روی حرف زدنش با بچه ام حساس بودم و میگفتم فلان حرف را نزن بچه یاد میگیرد و همین باعث شد که اصلا کنگره آمدن را ترک کند. نسبت به سیگار کشیدنش هم حساس بودم و میگفتم من که هستم سیگار نکش و در این صورت همه چیز بدتر میشد. ولی سعی کردم نقطه تحملم را بالا ببرم. حالا دیگر خودم برایش زیر سیگاری می آورم و این باعث شد خودش سیگارش را کم کند و به من گفت که دوباره قصد کنگره آمدن را دارد. اگر من از همان اول نسبت به رفتار هایش حساسیت نشان نمیدادم شاید کار به اینجا نمیرسید.

همسفر زهرا : من قبل از این که به کنگره بیایم سریع عصبی میشدم و برخورد تند نشان میدادم و بعد خودم ناراحت میشدم که چرا این برخورد را انجام دادم...ولی حدو دو سال است که خیلی بهتر شده ام. مثلا نوه هایم که می آیند و شیطنت میکنند به خوبی تحمل میکنم و عصبی نمیشوم و میگویم حتی اگر جایی را بهم بریزند، اشکالی ندارد بعد آن را تمیز میکنم. این روزها از چیزی هم ناراحت نمیشوم...

همسفر زهرا : من مسائل زندگی ام خیلی باید روی نظم باشد و همسرم هم روی این مسئله بسیار حساس است. اگر کمی در کارهای منزل بی نظمی اتفاق بیوفتد شدیدا واکنش نشان میدهد و من نسبت به واکنش او نقطه تحمل پایینی دارم. همچنین با توجه به این که خانه حیاط دار نداریم، بچه هایم خیلی در منزل شیطنت میکنند و این زمانی که خسته باشم مرا آشفته میکند. در موارد جزئی تر هم مشکلاتی دارم مثلا زمانی که در جایی نوبت رعایت نشود و...موردی که هست این است که بعد از این بهم ریختگی ها خودم را خیلی سرزنش میکنم

همسفر الهام : من زمانی که کسی زور بگوید، با صدای بلند صحبت کند و قضاوتی در موردم انجام بدهد به عصبی میشوم. اخیرا خواهرشوهرم قضاوت بسیار بی جایی در موردم کرده که من نتوانسته ام با آن کنار بیایم و او را ببخشم.

خانم نگین : خیلی خوب است که شما در مورد این مسئله فکر کرده اید و آنها را پیدا کردید، یعنی گره خودتان را متوجه شده اید و این خیلی خوب است. چون وقتی به آن فکر کنید میتوانید در جهت درست کردنش گام بردارید و راه حل پیدا کنید.

ریشه یک سری از مشکلاتتان در منیت شماست. مثلا این که خانم مریم نمیتوانند بعد از چند روز مهمان را تحمل کنند، به این خاطر است که در آن سه روز بسیار عالی به مهمان خدمت میکنند و روز چهارم به شدت خسته میشوند. این یعنی ایده آل گرایی که میخواهم همه چیز عالی باشد و ریشه آن مسئله درمنیت ماست. پس نباید همه وعده ها را به خودمان زحمت بسیار بدهیم به صورتی که بیش از اندازه خسته شویم. حتی میتوانیم بعضی از وعده ها را حاضری بدهیم و غذای خاصی نپذیم به جای این که با فشار و حس بد غذا بپذیم...این را بدانید که تمامی مشکلات ما به مثلث جهالت برمیگردد. مثلا وقتی از مریضی بچه ها مشوش میشویم، این به ضلع "ترس" مثلث جهالت ما برمیگردد. اگر من از قضاوت دیگران ناراحت میشوم این ترس است. وقتی مدام نگران هستم که دیگران راجع به من چه قضاوتی میکنند، این ریشه در ترس دارد. ما نیازی نیست که خودمان را به آدمها اثبات کنیم. اگر گاهی من با رفتار نامناسبم باعث میشوم دیگران راجع به من قضاوت بی جا بکنند، باید متوجه باشم! ولی گاهی من هیچ رفتار نا معقولی نداشته ام ولی دیگران من را قضاوت کرده اند. در این حالت نباید نگران باشم و نباید سعی کنم خودم را به آنها اثبات کنم چون اگر کسی مارا قضاوت کند، به ما آسیبی نمیرساند. اگر من دارم اصولی و درست زندگی میکنم، از قضاوت دیگران آسیبی نخواهم دید. حتی اگر بعضی از اطرافیان به خاطر حرف و قضاوت آن شخص با من بد شوند، باید بدانید که این مقطعی است و در ادامه با عملکرد درست من، اطرافیان متوجه میشوند که اشتباه قضاوت کرده اند. این بارها برای من اتفاق افتاده ....اگر بچه ها حرف زشت میزنند با برخورد شدید شما درست نمی شوند. تا زمانی که شما مدام به آنها بگویید فلان حرف را نگو فلان کار را نکن و...چیزی درست نمیشود بلکه بدتر هم میشود. کنترل دیگران دست شما نیست. باید دیگران را رها کنید. مندر بچگی شخصی را میشناختم که بسیار بی ادب بود دیگران را اذیت میکرد ولی پدر مادر بسیار باشخصیتی داشت و من هیچ وقت نمیدیدم که برخورد تندی با او داشته باشند و الان این آقا پسر تحصیلات بالا دارد و بسیار با ادب است چون پدر مادرش حساسیت نشان ندادند و این مسئله بی ادبی از ذهن او پاک شد. گاهی دیگران برای اینکه آنها را ببینید و به آنها توجه کنید، از همان چیزهای که شما بدتان می آید و رویش حساس هستید استفاده میکنند تا به چشم شما بیایند.

یک سری از شما نا امیدی داشتید و نا امیدی هم یکی از اضلاع مثلث جهالت است. اگر از صدای آژیر به هم میریزید، این یعنی شما حالتان خوب نیست. اگر انتظار دارید همیشه همه چیزخانه مرتب و سرجایش باشد، این به وسواس شما بر میگردد و وسواس ریشه در منیت دارد. گاهی ممکن است خانه به هم ریخته باشد، این اشکالی ندارد...قرار نیست که همیشه همه جا مرتب باشد!

همسفر زهرا : ببخشید برای من سوالاتی پیش آمده. اول این که آیا هنرمندان هم ممکن است دچار شرک شوند؟ دوم این که در وادی شش چرا فقط نیروهای منفی کودتا میکنند؟ چرا نیروهای مثبت هم کودتا نمیکنند تا قدرت را به دست بگیرند؟

خانم نگین : هنرمند یک گیرنده دارد و با آن مطالب را دریافت میکند. همه ما گیرنده داریم اما چه چیز باعث میشود که گیرنده هنرمند متفاوت از گیرنده ما باشد؟ حس قوی و خالص آنها! که در اثر تزکیه و پالایش ایجاد میشود. و البته منظور ما از هنرمند، کسی است که هنر به او القا شود. در مبحث شرک انسانها توانایی هایشان را از دست میدهند. یعنی مسائلی که میتوانستند دریافت کنند را دیگر نمیتوانند دریافت کنند. در مورد هنرمندان هم این مسئله صادق است. قوانین الهی در مورد همه افراد صادق است. مثلا شاعری که مدت هاست دیگر نتوانسته شعر بگوید، دچار شرک شده و حس هایش بسته شده.هنرمندان انسانهای هستند که به شدت تزکیه انجام میدهند و راز و نیازهای خاصی انجام میدهند.در مورد سوال دوم، همه ما از نفس اماره تکامل را شروع میکنیم. تفاوت انسان و حیوان همین است که انسان نفس لوامه را تجربه میکند ولی حیوان فقط نفس اماره دارد. نیروهای منفی همیشه برای این که ما را جذب خودشان بکنند، ابزارشان بسیار جذاب تر و پیشرفته تر است و مدام به القائاتشان اصرار دارند. ولی از یه جایی انسان و شهر وجودی خسته میشوند  و شروع میکنند از نفس اماره فاصله بگیرند.

همسفر هانیه : اگر اجازه بدهید من راجع به سوال دوم ایشان نکته ای رابگویم. پیرو صحبت خانم نگین که فرمودند  نیروهای تخریبی از ابزار جذاب استفاده میکنند، این نکته هم مهم است که نیرو های مثبت اصلا نباید مبارزه کنند برای کشاندن انسان به سوی خودشان! بلکه این انسان است که باید مبارزه کند تا خودش را به نیروهای راستین برساند. این مکانیزم طبیعت است و نیروهای مثبت در حد یک ندا، القائات را به انسان منتقل میکنند.

خانم نگین : بله. چیزی که خیلی اهمیت دارد این است که شما در صراط مستقیم هستید ولی باز هم گاهی مشکلات سر راه شما قرار میگیرند و شما را اذیت میکنند. چرا؟ یک بار راهنمای عزیزم میگفتند که زمان میبرد تا برادریتان را به نیروهای مثبت ثابت کنید. شما نمیتوایند به راحتی با شش ماه در صراط مستقیم بودن،  جزء نیروهای مثبت قرار بگیرید. این ما هستیم که باید به نیروهای راستین بپیوندیم...و برای پیوستن زمان لازم است وباید تا جایی که میتوانیم پیش برویم و مدام نگوییم که خدایا من که این همه درست حرکت میکنم چرا این اتفاقات بد برای من می افتد؟ چون تو هنوز برادری ات را ثابت نکرده ای! و هنوز داری تاوان بدهی های قبلی ات را میدهی.

 

همسفر زهرا : من گاهی اوقات میخواهم همه کارها را با هم سریع انجام بدهم. این ریشه در چه دارد؟ نکته دیگر که یک تجربه شخصی است این است که من همیشه عادت داشتم که به شوهرم بگویم چه کاری انجام دهد و چه کاری انجام ندهد. و یک مرتبه او ناگهان عصبانی شد و گفت چرا انقدر به من دستور میدهی! من در این حالت یک مرتبه به خودم امدم و متوجه رفتارم شدم...در صورتی که اگر قبلا این گونه با من حرف میزد، عصبانی میشدم.

خانم نگین : یادتان باشد که ما همسران شوهرانمان هستیم نه مادران آنها! برای شوهرانتان نقش مادر را بازی نکنید. ما اگر خودمان را عقل کل بدانیم باعث میشود که به دیگران بگوییم چه کاری انجام دهند و چه کاری انجام ندهند. در رابطه با سوال اولتان به این علت است که جهان ذهنتان شلوغ است و نظم ندارد. برای کارهایتان تایم مشخصی قرار بدهید و سی دی "جهان ذهن" را مجددا گوش دهید .

همسفر فاطمه : من در مشکلات خیلی با خودم کلنجار میروم و میگویم این مشکل و اتفاق حکمتی دارد...ولی باز هم نمیتوانم خودم را قانع کنم و خودم را اذیت نکنم.

خانم نگین : اتفاقات را به پای حکمت خداوند ننویسید. سرنوشت ما بر اساس اعمال، خواسته ها و میزان تلاش ما اتفاق می افتد. اگر عمل اشتباهی انجام داده ام، فکر نکنم که با دعا کردن مشکل حل میشود!

در ادامه از روی متن وادی شش خوانده شد و پیرامون آن توضیحاتی ارائه شد.

تیتر وادی : حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملا اجرا نمائیم.

خانم نگین : کل وادی در مورد این موضوع صحبت میکند که شما باید به فرمان عقل نزدیک شوید. فرمان عقل چیست؟ وقتی میگوییم به فرمان عقل نزدیک شویم، یعنی صفات منفی مان را تبدیل کنیم به صفات مثبت و در درون ما فقط خواسته های معقول قرار بگیرند. عقل ما الان میگوید که تو نیاز داری به تزکیه و پالایش. فرمان عقل این نیست که ما به خواسته های مثبت پاسخ بدهیم و به خواسته های نامعقول نه بگوییم! بلکه باید تمام مدت درست عمل کنیم. جای اشتباه وجود ندارد. یعنی حتی اگر مارا مجبور به کار اشتباه کردند، آن را انجام ندهیم! همین که شما راجع به نقطه تحملتان در مورد مسائل مختلف تفکر کرده اید، و دارید سعی میکنید آن را بالا ببرید، یعنی دارید فرمان عقل را اجرا میکنید. در وادی از واژه عقل کل استفاده شده است. عقل کل یعنی خداوند که تمام صفات مثبت را دارد. وقتی میگوییم کسی عقل کل است، یعنی صفاتی که درون او است، درصد بالایی از آنها شبیه صفات خداوند است. مثل جناب مهندس. گاهی اوقات ما فکر میکنیم که عقل کل هستیم و هیچ کس به اندازه ما متوجه نیست و آگاهی ندارد. کسی که هنوز نمیتواند ببخشد، نمیتواند از آدمها عبور کند، هنوز نقض فرمان میکند و....چگونه میتواند بگوید من بیشتر از دیگرن میفهمم؟ اگر به هم میریزیم از این که کسی نظر ما را نپذیرد و متقاعد نشود، به این خاطر است که ما عقل و آگاهی خودمان را بالاتر از آن فرد میدانیم و فکر میکنیم ما خیلی دانا هستیم و طرف مقابل سخن بیهوده میگوید. به همین دلیل است که در مواجهه با این افراد خیلی به هم میریزیم.در این مواقع باید شروع کنیم به تزکیه و پالایش. حال اگر عقل کل را مثل یک خورشید در نظر بگیریم، همه ما مثل یک خانه هستیم که از روزنه ای نور را دریافت میکند. هرچقدر که ما بیشتر در مسیر ارزشها قرار بگیریم، این روزنه بزرگتر میشود و ما نور بیشتری را دریافت میکنیم و البته برعکس آن هم صادق است. پس دریافت نور به صورت اتوماتیک صورت میگیرد و به عملکرد ما برمیگردد. در واد چهارم پیامی از سردار هست که میگوید :" شما دو راه بیشتر ندارید. یا به نیروهای مثبت بپیوندید یا منتظر باشید تا نیروهای منفی شما را در گردباد خودشان نابود سازند" در وادی، جسم ما و صور پنهان ما را به یک شهر وجودی تشبیه کرده. دراین شهر انسانهایی که دانا بودند را به خواسته های معقول و انسانهای نادان را به خواسته های نامعقول تشبیه کرده است. میدانیم که قلعه عقل توسط نگهبانان دانایی محافظت میشود. یعنی دانایی ما ماهیت خواسته های ما را تشخیص میدهد که آیا معقول است یا نا معقول. حال فردی که در اعماق تاریکی هاست، این قدرت تشخیص دراو به شدت کاهش مییابد و عقل توسط خواسته های نامعقول گول میخورد و حکم اشتباه صادر میکند و شما آن کار اشتباه را انجام میدهید. گاهی در شهر وجودی از سوی نیروهای منفی کودتایی انجام میشود  و آن فرد حالش بسیاربد میشود. مثلا در مصرف کننده ها، کودتایی از جنس مواد اتفاق می افتد. گاهی چندین سال به طول می انجامد تا انسان متوجه شود که در تاریکی هاست....ممکن است کسی باشد که چند سال است به کنگره می آید ولی هنوز نمیداند که از کنگره چه چیزی میخواهد! وقتی در این حالت قرار میگیرید، یعنی شما در مرحله نفس اماره هستید. کسی که در تاریکی قرار گرفته، یعنی مدام دارد از نفس اماره دستور میگیرد حال نکته مهم این است که ما با آموزش هایی که میگیریم، به نفس لوامه میرسیم. یعنی نفس سرزنش کننده! یکی از نشانه های کسی که دارد خوب حرکت میکند این است که روزهایی حالش خوب است و روزهایی بد! مثلا گاهی کسانی میگویند که من خیلی داشتم خوب حرکت میکردم ولی نمیدانم چرا امروز حالم خوب نیست...! این یعنی که این فرد در نفس لوامه قرار گرفته است. پس این طبیعی است که بعضی روزها حال خوبی نداشته باشید. این جنگ درون است. وقتی دارید خوب حرکت میکنید، نیروهای منفی میخواهند شما را به عقب بر گردانند و شما اگر در جهت آنها حرکت کنید در ادامه خودتان را سرزنش میکنید و یا ممکن است که بخواهید در مقابل آنها مقاومت کنید ولی از آنجایی که فرمان عقل کاملا در اختیار شما نیست، این مقاومت برای شما بسیار سخت است و حالتان را بد میکند. سپس در ادامه اعضا از روی نوشتار وادی شش خواندند و توضیحاتی پیرامون آن داده شد.

خانم نگین : تا زمانی که ما نتوانیم فرمانبردار خوبی باشیم، نمیتوانیم فرمانده لایقی باشیم. حال من که درونم این همه تاریکی وجود دارد، چگونه به فرمان عقل برسم؟ طبق فرمایش جناب مهندس، باید از کارهای کوچک شروع کنم. مثلا رعایت کردن نظافت شخصی، غر نزدن به مسافر، قضاوت نکردن دیگران و....رعایت کردن همین مسائل باعث میشود که صفات منفی من تبدیل به صفات مثبت شود و به آرامی تزکیه شوم و به فرمان عقل برسم.

پس از این لژیون با دعای اعضا به پایان رسید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 شهریور 1396 12:30 ب.ظ
سلام وخسته نباشد خیلی خوب وعالی توضیح دادید ممنون
یکشنبه 19 شهریور 1396 12:30 ب.ظ
سلام وخسته نباشد خیلی خوب وعالی توضیح دادید ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :