همسفران مهر
لژیون همسفر نگین_کنگره60
درباره وبلاگ


در حلقه مهر گرد هم جمع امده ایم تا به اشتراک بگذاریم روشنایی و نور را. نوری که ریشه در ظلمت دارد، نوری که احیا میکند، نوری که میرهاند...
امید است که بتوانیم با اموزش علم بزرگ کنگره60 سهم کوچکی در زمینه درمان اعتیادو رهایی از بند اهریمن داشته باشیم

مدیر وبلاگ : همسفر نگین
چهارشنبه 11 بهمن 1396 :: نویسنده : همسفر زهرا
به نام قدرت مطلق

لژیون همسفران مهر درروز دوشنبه، تاریخ ۹ بهمن ۹۶ با دستور جلسه سی دی "مراتب نفس"و با استادی خانم نگین اغاز به کار نمود.


وظیفه روح،هدایت کردن انسان ها است. روح کاملا منشاءالهی دارد وپاک ومنزه وکاملا خوب میباشد؛هدایت کننده انسان است واز انرژیهای خداوند سر چشمه میگیرد ...


خانم نگین در ابتدا فرمودند:خداوند را شاکرم که در جایگاه خدمت هستم وامیدوارم که حالتان خوب باشد ودر لژیون همیشه خبرهای خوش باشد.درابتدا رهایی خانم اعظم را به خانم سودابه عزیزم وایشان تبریک گفته وانشا.ا...در جایگاه کمک راهنمایی شما را ببینم وجایگاه دبیری را نیز به خانم اعظم عزیزم تبریک میگویم واز حس وحال خوبی که شما دو عزیز در این جایگاه قرار دارید برایمان مشارکت کنید.

خانم اعظم:من خیلی خوشحالم که در این جایگاه هستم،من حدود یکسالی را بدون مسافرم به کنگره میامدم؛حتی اوائل مسافرم گاهی اوقات نمیگذاشت که در جلسات شرکت کنم؛اما خداراشکر که امد وسفر کرد وبه رهایی رسید.

خانم نگین:درصحبتهای خانم اعظم عزیز تلنگری برای همه ما وجود داشت که ایشان ابتدا بدون مسافر به کنگره میامدند واین نشان میدهد که هر گاه درون شما خواسته ای باشد؛ان خواسته به تحقق میرسد،من خیلی به شما تبریک میگویم که یکسال صبوری کردید وبعد نتیجه هم گرفتید.

خانم اعظم:من نیز خیلی خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفته ام؛درابتدا استرس داشتم اما گوش دادن به سی دی های ترس وگره مسولیت به من کمک زیادی نمود وامیدوارم این کار را به خوبی از عهده خدمتش برایم.

سپس خانم مهری پیامی از کتاب عشق،وادی ۸ خواندند:

با حرکت،راه نمایان میشود.

امواج چون گردباد بر زمین فرود میایند وانچه برداشتنی باشد با خود به امانت می برند واین ،جز فرمان حاصل نمی گردد.

پس باشما که پیمان می بندید،در اندیشه ان باشید که از زمین برخواسته وبه ان مکانی که فرمان است رهسپار شوید.

درسکون،هیچ چیز به وجود نمی اید وزایشی نیست،همه چیز در حرکت شکل می گیرد وسپس ساختارها پدیدار وموجودات خلق وسفر در حلقه های افرینش،اغاز وادامه دار می گردد.

دراین سیر برای انسان،تفکرات؛معمار ساختارها وزبان سخن گوی و تعیین کننده مسیر حرکت او می باشد.

خانم نگین:پیامهاییکه خوانده می شود ؛نمیدانم شما هم این احساس را دارید؛اما برای من پیام ان روز من است ومن نیاز خود را در این پیامها پیدا میکنم وشما هم حتی با یک کلمه،یا جمله میتوانید نیاز ان روز خود را دریابید.

در ادامه در مورد سی دی "مراتب نفس"اقای مهندس،خانمهای مهری،بهناز واعظم مشارکت نمودند:

خانم مهری:اقای مهندس در این سی دی راجب به حس ومراتب نفس صحبت نموده اند وفرموده اند:مراتب نفس مربوط به انسانها می شود واین به خاطر وجود روح در انسان است وانسان به واسطه ان تکامل می یابد وروح در وجود فرد منحصر به فرد شده ومثل یک پادشاه می شود.ما نمی خواهیم فیلسوف شویم؛بلکه میخواهیم جهان هستی رابشناسیم.شما صور اشکار خود رابه خوبی می شناسید،اما برای شناخت نفس وروح بایستی صور پنهان خود را هم بشناسید وبرای این کار باید علم ان را داشته باشید واموزش دیده باشید.

در جای دیگر راجب به عشق وعقل وایمان فرموده اند که هر سه تا با هم هستند.‌در گذشته بعضی از بزرگان عقل را فقط قبول داشتند واگر کسانی عقل یا عشق را قبول نداشتند به صرف تنها قبول داشتن ایمان بود در صورتیکه ایمان تجلی نور خداوند در انسانهاست وکسی که ایمان دارد به واسطه داشتن عقل وتفکر،چهره گشاده وروشنی دارد وباز تاب ان در چهره اش وجود دارد وکسی که عشق نداشته وهمواره عبوس وگرفته است ؛چگونه میتواند نورانی وارام  باشد. در مورد عشق هم بعضی ان را در غریزه خود می بینند،در صورتیکه عشق واقعی ؛این است که شخص را به خاطر خودش دوست داشته باشد وعاشق را حساب با عشق است،با معشوق چه حسابی دارد.درمورد کسانی که مثلا حضرت علی را قبول داشته وبه او عشق می ورزند و مولا مولا میگویند اما در کارهایشان عدالت را در نظر نگرفته واز روش ایشان پیروی نمی کنند؛این چه عشقی به مولا میتواند باشد؟

عشق از محبت است واگر معرفت پیدا کنیم به عشق واقعی می رسیم واینکه ،عشق صورت مسئله ومحبت راه حل ان می باشد.بعضی افراد هم عقل را حسابگرانه می بینند؛در صورتیکه عقل وعشق وایمان مکمل هم هستند وحتی فراتر از این؛بعضی هیچکدام را قبول نداشته ومی گویند امروز عصر اتم وفضا میباشد.

کسی که در زندگی خوشبخت است او عقل وعشق وایمان را در کنار هم قرار داده وپیروی میکند.

در جای دیگر اقای مهندس فرموده اند:مرگ سفر از نقطه ای به نقطه دیگر می باشد و مطلب بعدی اینکه بایستی در تمام امورات زندگی ، کنترل وجود داشته باشد،در تمام زمینه ها؛خصوصا روی صحبت کردن،عذا خوردن و....کنترل داشت.

خانم بهناز:

 طبق دیالوگهای استاد:"بایستی زمان می گذشت تا گفته های ما،یکی یکی ثابت شود،تا با باور شما عجین می گردید وما بسیار خوشحالیم که در همه موارد کنترل را در دست دارید".   اقای مهندس قسمت اول در مورد شناخت انسان فرموده اند وبیشتر مشکلات ما ناشی از این است که صور پنهان را نمی شناسیم وبایستی اگاهی لازم را پیدا کنیم.وشما باید هر چیزی که برایتان اتفاق می افتد را باور داشته باشید که تنها این دنیا نیست ومرگ وجود دارد اما حیات پس از ان ادامه دارد.باید هر چه در زندگی انجام می دهید کنترل را در دست داشته باشید،مثلا هنگام خشم ان را در کنترل خود داشته باشید.    "و بسیار حساب شده پیش می روید وتا ستونها را محکم واستوار ننموده ایید بنای دیگری شروع نمی کنید.طبق نظر اعضای مثلث،گماردن اشخاص لایق در ساختن واحیا نمودن بسیار مهم است،برای حفظ ونگهداری نیز همینطور"وقتی می خواهید کاری انجام دهید از قبل برای ان برنامه ریزی کرده وحساب شده باشد وهر کاری را ؛ابتدا تمام کرده وپایه وستون ان را محکم کرده وبعد کار دیگر را شروع نمایید.چه در کنگره وچه در سایر مسائل زندگی بدانید که در هر جایگاهی که قرار دارید ؛در انجام امور اگاهی بیابید.

عقل وعشق وایمان نیز سه پارامترند که در کنار همند واگر ایمان رادر نظر بگیریم خیلی از انسانها ایمان را با اسلام ونماز وروزه اشتباه قلمداد کرده اند.قضیه نماز جداگانه است وما منکر ان نیستیم؛اما ایمان تجلی نور خداوند در حیات است وتنها این راه قبول داشتن خداوند نیست.ایمان یعنی ان نور وروشنایی در رفتار ووجهات ماست.در مورد عشق هم فرموده اند:عشق ودوست داشتن افراد باید به خاطر خود شخص باشد،مثلا راهنما خود عشق است که رهجو را مادرانه دوست دارد ومحبت صورت مسئله وحل ان عشق است وکسی به اوج عشق میرسد که معرفت داشته باشد وعقل نمیتواند از لحاظ حسابگرانه بودن در زندگی باشد .فراز ونشیبهای زندگی برای رشد ورسیدن به اسایش ورسیدن به درجه عقل است وکسی  که این سه مولفه را همزمان داشته باشد،می تواند به اسایش وارامش برسد.

کسانی هم که در خانه نشسته ومعتکف می شوند وبه خانواده اهمیت نمی دهند؛اینها عشقی به خانواده ندارند.

مطلب بعد معرفی کتاب سوم است که اقای مهندس فرموده اند که برای باور و عجین شدن مطالب ان مدتی است که از روی مطالب ان به شما درس میدهم ودر مورد نفس وروح وفراتر از ان توضیح میدهم.

خانم اعظم: اقای مهندس فرمودند:تفکرات غلط داشتن،یعنی کسی در مورد چیزی صحبت می کند وممکنه برداشت ما غلط باشد مثل افرادی که شستشوی مغزی می بینند وبرداشت انها کلا از مسائل غلط میباشد.مطلب بعد اینکه انسان تمثیل یک کشتی است وتمثیلها برای اگاهی ما میباشد.انسان با روح به تکامل میرسد وحیوانات روح ندارند وروح برای ما مثل یک معلم میماند به شرط انکه صدای ان را بشنویم وعمل کنیم.انسانی که به سیر وسلوک میپردازد بایستی تزکیه وپالایش انجام دهد واین کار سختی است مثل زمانی که ما باید فراز ونشیبهای زیادی را طی کنیم تا به رهایی برسیم.بعضی اوقات ما در حرکتمان با موانعی مواجه می شویم واین موانع به دلیل نا اگاهی است وباید با تفکر وحرکت وتلاش،صفت گذشته خود را تغییر دهیم تا بتوانیم مشکلمان را حل کنیم که البته نیروهایی در صور پنهان واشکار به سراغ ما میایند وهر قدر اگاهی ما بیشتر باشد بهتر میتوانیم انها را از سر راه برداریم تا مانع اموزش ما نشوند.

پس از مشارکت زیبای دوستان خانم نگین عزیز فرمودند:

ما سی دی هاییکه این هفته کار میکنیم مانند سی دی "خواست،تقدیرات،تفکرات"اقای امین؛خیلی مرتبط با مراتب نفس  میباشد.ما مطالب بسیار مهمی راجب شناخت انسان در کنگره داریم.برای اینکه انسان بتواند حال خوش داشته باشد وبه مراتب بالا وبه ان مراتبی که اشرف مخلوقات نامیده میشود برسد؛لازم است که انسان را بشناسیم.ما نمی توانیم اینها را بخوانیم وگوش دهیم وبگوییم ؛ما که نمی خواهیم فیلسوف شویم،بلکه بتوانیم خود راشناخته ودرست زندگی کنیم؛بایستی انسان را بشناسیم وبدانیم چه ویژگیها،خواص وخصلتهایی دارد واین انسان چه تفاوتی با سایر مخلوقات خداوند دارد وچرا خداوند گفته  که انسان اشرف مخلوقات است؛ایا فقط به خاطر داشتن عقل ما اشرف مخلوقاتیم؟اگر قبل از کنگره بود همه ما می گفتیم ما چون عقل داریم اشرف مخلوقاتیم.

در سی دی اقای مهندس در مورد نفس وروح صحبت میکنند که در سی دی های قبل وجزوات جهان بینی راجب به این موارد صحبت نموده اند وما یاد گرفتیم که انسان یک نفس دارد که سه طیف یا مرحله دارد وچیزی که در موجودات تعیین موجودیت میکند در واقع نفس انهاست.نفس من انسانه که انسانم،نفس حیوانه که اونو حیوان میکند.تنها نکته وتفاوتی که بین انسان وسایر موجودات است این میباشد که ما دارای روح هستیم وبه خاطر دمیده شدن روح در ماست که میتوانیم مراتب نفس را طی کنیم واگر روحی در ما دمیده نشده بود،فرقی با حیوان نداشتیم انها نفس دارند،ما هم نفس داریم  .به خاطر روح است که ما میتوانیم پیشرفت کنیم که اقای مهندس در کتاب ادموند وهلیا هم فرموده بودند که فرمان خداوند در چه زمینه ای قرار میگیرد؛واین بود که یک جن در کنار انسان قرار میگیردویک روح ویک نفس که این سه تا در کنار هم می شوند نفس واحده.

وظیفه روح،هدایت کردن انسانهاست.ما هیچوقت روح خبیث نداریم.در کتابها یا فیلمها ؛صحبتهایی عامیانه می شود به نام ارواح خبیثه؛در صورتیکه روح کاملا منشاءالهی دارد وپاک ومنزه وکاملا خوب میباشد؛هدایت کننده انسان است واز انرژیهای خداوند سر چشمه میگیرد.پس ما هیچوقت نمی توانیم روح بد داشته باشیم،ما جن داریم که دعوت به اعمال ضدارزشی می کند وما هنگام اعمال ضدارزشی میگوییم جن دارد ما را هدایت میکند.پس اگر انسان اعمال ضدارزشی در موردش اتفاق می افتد به خاطر جن است.همه موجودات تکامل یافته اشان این است؛حیوان وگیاه قرا نیست تکامل پیدا کنند ودر زمان مرگ؛فرشتگان خاص الهی  ؛نفس را تحویل می گیرند ونه روح را؛چون نفس تعیین موجودیت میکند.اقای مهندس نکات بسیار مهمی در این سی دی بیان فرمودند؛انجا که در مورد کنترل بود وقبلش بچه ها در مورد عقل وعشق وایمان کامل صحبت نمودند وما لازم است که هر سه را داشته باشیم.منظور از عقل دو دو تا چهار تا نیست،حسابگری نیست،ان نیست که به کسی کمکی کنیم که در قبالش چیزی دریافت کنیم.یا فکر کنم که چی؟من به لژیون امده وکلی انرژی بگذارم واگر اینگونه نگاه کنم این عاقلانه نیست،حسابگرانه است.خیلی وقتها ما در زندگیها حسابگرانه عمل می کنیم،کمک می کنیم که به ما کمک شود که اگر کمک نکرد طلبکار ومتوقع می شویم والبته حس ان در لایه های زیرین است.

مانیاز به عقل داریم،نه اینکه هر جا منفعتی باشد ان را انتخاب کنم ومن در اینجا خود واقعیم نیستم،من دارم حساب کتاب میکنم که کدام کار درست است که من این کار را انجام دهم. اگر ادم عاقلی باشد،اگر حقیقتی باشد حتی اگر به ضررش باشد اعلام میکند،چون عقل دارد او را هدایت میکند.

در مورد ایمان؛خوب همه مسلمانیم،نماز خوانده وروزه میگیریم وحجاب داریم اما واقعا چند نفر ما ایمان به وعده های خداوند داریم ومی دانیم که راستین است،کدام ایمان داریم که اگر ذره ای خیر حرکت کنیم خیره واگر ذره ای شر حرکت کنیم شره؛اما در عمل همه ما یادمان میرود.در سی دی خواست،تقدیرات،تفکرات،چون فاصله بین عمل ما وعکس العملش می افتد،تازه طلبکار هم هستیم.خوب تو عمل ضدارزشی داری وایمان نداری که ان عکس العمل دارد وبه خودت بر میگردد،بعد ایمان نداری که ان عمل به خودت بازگشت دارد،ایمان نداری که اگر نقض فرمان کنی ،مساوی با شرک است ودر تواناییهای خود شریک پیدا می کنی وکسیکه ایمان دارد،کسی است که تسلیم می باشد وحالش هم خوب است ودر اوج مشکلات ومصیبت وارد است،اما صبور وارام است.ادمی که ایمان دارد،می پذیرد وتسلیم است ومیگوید؛خدایا من گردنم از مو باریکترست ودیگر نمی نشیند به جزع فزع بپردازد ومیگوید خدایا یا تاوان بدهکاریهایم است که نوش جانم؛کجا انجام دادم،نمیدانم یا برای ازمایش من است.کسیکه در صراط مستقیم حرکت میکند هنوز در معرض ازمایش است وهنوز برادریش را با نیروهای راستین ثابت نکرده ومدام در معرض ازمایشهای سخت قرار میگیرد.مال از او گرفته میشود،سختی میبیند و.....تا ببیند که ادم صراط مستقیم هست یانه برمیگردد سر نقطه اول ویادش میرود.

ما هنگام سختیها دهانمان باز است وبعد میگوییم خدایا پس این همه اموزش که دیدم ،چرا در حال خرابی نتوانستم از ان استفاده کنم.اینقدر باید زیرورو وبالا وپایین بشوید که برادریتان را ثابت کنید.ماهمه دستهایمان را به هم داده ومی گوییم؛خدایا مارا در صراط مستقیم قراربده،اما ایا این کافیست؟ادمی که ایمان دارد در چهره اش عشق دارد،در دل داغون است ویک عالم اتفاقهای بد برای او افتاده ومشکلات دارد اما به خودش میگوید؛درست میشود واز خداوند فقط قدرت وصبر وتحمل میخواهد.اعتقاد دارد اگر مصیبتی یا مشکلی برایش اتفاق افتاد؛صبر وتحمل واستقامت ان را خداوند به او میدهد ومیپذیرد که خداوند تواناییش را به او داده است. در قران داریم که ما چیزی خارج از تحمل انسان به او نمیدهیم،پس اگر من در مشکلاتی که قرار میگیرم اولین چیزی که به یاد میاورم این باشد که من تواناییش را وتحملش را دارم ؛میتوانم از ان مشکل نجات پیدا کنم.

ما چه گله ایی میتوانیم داشته باشیم.چرا باید بگوییم چرا من؟چرا برای من این مشکلات پیش میاید؟...این گله است؛برای این‌ که تو ایمان نداری وایمان داشتن به نماز وروزه نیست،اینها به حرف است،ایمان در عمل است؛برای همین گفتم که سی دی خواست ،تقدیرات وتفکرات خیلی به مراتب نفس ارتباط دارد.اقای امین در این سی دی میفرمایند که تقدیر اتفاق میافتد وتو در مرحله تفکر میروی واینکه چه عکس العملی از خود نشان بدهی این میشود ایمان.ادمی که ایمان دارد میتواند درست فکر کند ومسائل رادرست حلاجی کند.ادمی که ایمان دارد اول میگوید من کجای مشکلم ؟بذار رد پاشو پیدا کنم از کجا این مشکل اتفاق افتاد.

ما به خوبی یاد گرفتیم که اتفاقهایی که در اطراف ما می افتد پاسخ کائنات به خواسته ماست.به نقل از اقای امین ما ده درصد میدانیم خواسته هایمان چیست ونود درصد نمیدانیم وتازه درد انجاست که خواسته ها هم صور اشکار وپنهان دارند.پس میخواهید که در مشکلات ردپایی از شما وجود نداشته باشد؟

انسانی که ایمان دارد،وقتی از او می پرسی اوضاع واحوالت چگونه است؟میگوید الهی شکر،وهنوز به خواسته ها نرسیده،خدا را شاکر است.انسانهای با ایمان را از چهره هایشان به خوبی میتوانید تشخیص دهید ووقتی کنار انها مینشینید؛بدون رد وبدل هیچ کلامی ،حالتان خوب میشودوشارژ میشوید،مانند زمانی که من کنار راهنمای عزیزم خانم مرجان می نشینم.انها ایمان دارند که وعده خداوند راست است،ایمان دارند بعد هر سختی ،اسانی است،ایمان دارند که اگر در مسیر درست حرکت کردید،نبایستی عجول بوده ؛حالا خواسته کی داده میشود؟تسلیمند ومیگویند؛خدایا من تلاشم را میکنم  وپوستم هم میدانم کنده میشود

وهر زمان که فرمان تو صادر شود،راضیم وان زمان مناسب است.

آدمی که ایمان دارد زور نمی زند واصراری بر خواسته ندارد،حالا دیدید وقتی ما تصمیمی میگیریم،میگوییم؛خدایا فقط همین خواسته وهمین حالا واگر تو این را به من بدهی من هیچ چیز نمیخواهم؛خوب ؛شاید صلاحت نیست وبعد هم که خواسته داده نشد ؛میگوییم ؛خدایا من باهات قهرم،تو به من هیچی نمیدهی.

ماخبر نداریم که پشت قضایا چیست؟ ما فقط به این افتخار میکنیم که روح داریم وخداوند انقدر ما را شایسته دانسته که از روح خود در ما دمیده،اما چقدر مهم است که ما گوش به فرمان روح قرار بگیریم وصدایش را بشنویم.ولی ما اینقدر در تاریکی رفته ایم که دری که از ان وارد شدیم برایمان ناپدید شده.میگیم بگرد گره هاتو پیدا کن؛میگه من نه گره ونه ضدارزش دارم.خیلی از شما پرسیدید من هر چی میگردم ضدارزشهایم رو نمیاید.اینقدر در اون تاریکیه رفتی که در بسته شده واصلا یادت رفته که از یک در وارد شده ای.چون صدای روح را نمی شنویم فقط صدای جن که برو نبخش،اگه ببخشی پرو میشه و.... را میشنویم.

اقای مهندس میفرماید:کسی که به صدای روحش گوش ندهد هیچگاه به تکامل نمیرسد،کسی که در نفس خود غرق شده اصلا روحی در او باقی میماند ؟وحتی چه بسا انسانی که از چهارپا کمتر میشود وهیچ موجودی به اندازه انسان نمیتواند رذل شود وفساد انجام دهد وخون وخونریزی کند.ماییکه اعتقاد داریم اشرف مخلوقاتیم!!

کل صحبتهای اقای مهندس برای اینه که بفهمیم چه کاره اییم،برای اینه که زمانی که ارشیو باز شد وفهمیدیم چه کار کردیم ؛جواب سوالهایمان را بگیریم.

وقسمت اخر سی دی که برایم بسیار دوست داشتنی بود این است که ما خیلی وقتها ادعا میکنیم که انسانهای با محبتی هستیم وما مدام داریم در حق دیگران محبت میکنیم ولی دیگران از ما چه دریافت میکنند؟جز منیت وغرورمن محبت میکنم اما طرف میگه تو خیلی ادم خودخواهی هستی...چون ما فکر میکنیم داریم محبت میکنیم؛اما باید ببینیم انها چه برداشت می کنند؟محبت بدون دانایی وتفکر؛محبت نیست؛مثال همان داستانه که کسی که توت فرنگی دوست داشت وشب همه را بغل کرد وخوابید وصبح که بلند شد ؛دید که همه را له کرده؛ ماخیلی وقتها از این محبتها وعلاقه ها داریم ونشان میدهیم وادعا میکنیم که من خیلی مهربونم ودر حق دیگران محبت میکنم؛در صورتیکه فکر میکنی محبته،چون پشتش تفکر ودانایی نیست؛یک وقتهایی یک عالمه رنگ وبوی منیت وخودخواهی دارد،یک وقتهایی عمل به ظاهر نیک است .

اقای مهندس میفرمایند که محبت واقعی این است که دو نفر هیچ سرّی بینشان نباشد،خصوصا بین دو همسر.حالا نمگوییم از فردا تمام رازهایتان برای همه بیان کنید،انهم باید عاقلانه باشد.یکسری همه چیز را پنهان میکنند ومدام پنهانکاری دارند وبعد هم می گویندما عاشق همسرمان هستیم.محبت صورت مسئله است وقتی حلش کنید به عشق میرسید.

من داشتم فکر میکردم بُعد زندگی در این حیات به من فرصت میدهد تمام اینها را عملی کنم.ما زمانمان خیلی کم است وچقدر ایا فرصت داریم؟ ومدام گله داریم وغر میزنیم که فلانی این کار را کرد!مادرشوهرم این رفتار نشان داد! ....ما وقت نداریم ببینیم دیگران چه میکنند.

اقای مهندس میفرمایند کسی که خواسته رهایی از ضد ارزشها را داردخیلی از چیزها را نمیشنود ونمی بیند وبرایش مفهومی ندارد.

انسان وقتی کامل است که عقل وایمان وعشق داشته باشد.اگر عاشق شدن کار دل است پس این همه طلاق نشانه چیست؟ما برای محبت هایمان فعلا در بُعدفیزیکی اول باید انسان عاقلی باشیم وتفکر سالمی داشته باشیم.

ونکته اخر سی دی؛سختی هایی که شما در دلش هستید؛اینها را همه باید ازان عبور  کنیم،مثل ان موج که می اید؛تو اگر موج سواری بلد باشی سوار این موجه میشی ولذت میبری.اگر تفکر درست وایمان درست داشته باشی وقتی مشکل میاد میگی خودشه؛این میخواد به من کمک کنه،ایا زایمانی بدون درد هست؛برای اینکه از تو یک توی نو زاییده شود باید خودت را برای سختی ها اماده کنی واگر کسی هستی که مدام اشتباه میکنی وهی تاوان میدهی باید درد بکشی وخانه ویران شده تا خانه ی نو ای ساخته شود و دردی لذت بخش تر از سازندگی نیست. این درد ها برای این است که از تو یک فرد نو بسازد و باید با جان و دل آن را بپذیری. آقای مهندس می فرمایند: شما به یک جایگاهی میرسید که عاشق درد هایتان می شود.

شما مگر تا دیروز نمی گفتید که از درد اعتیاد، دردی بالاتر نیست. اما امروز میگویید که خدا را شکر که امروز در کنار مصرف کننده قرار گرفتیم . اگر اینگونه به آن نگاه کنید که بعد هر سختی راحتی و سازندگی است و قرار است کلی اتقاق های خوب برای من بیفتد، خودم را آماده میکنم و وقتی درد می آید، به چشم مصیبت به آن نگاه نمی کنم و می گویم آمده تا یک چیزی به من یاد بدهد و ستونم هایم را محکم کند و اگر این است، خدا را شکر می کنم.

خانم مرجان روزی پیام زیبایی به من داد که ما خانواده ی مصرف کننده ها چقدر خوشبختیم. ما چه سرمایه های عظیمی داریم که دیگران ندارند، درد های ما، سرمایه های ما هستند و این درد ها باعث رشد ما شدند، وگرنه ما کی فکر می کردیم که نقش من در این اتفاق چه بود؟ ما قبل از کنگره می گفتیم خدایا تو برایم این را رقم زدی. اما اینک درد های ما باعث شده که بگوییم خدایا دستت درد نکند. ما بخاطر همان سرمایه های بزرگ که درد هایمان هستند و خیلی آدم ها آن را ندارند و تجربه نکرده اند، بزرگ و ثروتمند شدیم. اما اگر به این فکر می کردیم که چرا تقدیر من اینگونه بود؟ بله ! ما انسان بدبختی بودیم و اگر فکر کردن به این حال شما را خوب می کند، بنشینید و بگویید من آدم بدی هستم. ما خیلی ها دوست داریم نقش قربانی داشته باشیم تا دیگران بگویند تو چقدر درد کشیدی، چقدر بدبختی کشیدی و این نشانه ی ضعف زیاد ماست. انسانی که مدام می خواهد نقش قربانی را در زندگی ایفا کند و دیگران بگویند به پای همسرش سوخت، او دوست دارد قربانی باشد...

من مطمئنم که خیلی چیز ها از این سی دی یاد گرفتید و به اندازه ی علم و توان و مسیر صراط مستقیمی که دارید حرکت می کنید از آن برداشت هایی داشتید، امیدوارم که بتوانید از تک تک کلمات سی دی استفاده کرده و در زندگی به کار ببرید.

جلسه با دعای دوستان به پایان رسید.

دستور جلسه آینده:

۱-سی دی" هستی" از آقای مهندس

۲-سی دی" خواست ، تفکرات و تقدیرات "از آقای امین.

اگر سخنی را شنیدید و به دلتان نشست، بدانید كه آن سخن حق است و به دنبال آن بروید!

پس بر این باور باشیم كه: متبركند انسان های اندک شماری كه پیوسته در روح دیگران جاری هستند و آدمی را از روزمرگی به روز سبزی می برند... تو دو تن هستی، یكی بیدار در ظلمت و دیگری، خفته در نور!

یادمان نرود، در دفتر دیكته فردایمان بنویسیم:

باید انسان بودن، پاک بودن ،مسئول بودن و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن وظیفه نباشد، بلكه صفت آدمی باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60،
لینک های مرتبط :
جمعه 13 بهمن 1396 11:13 ب.ظ
سپاس فراوان از شما خانم نگین عزیز. از صحبتهای آموزنده شما استفاده بردم.به راستی سخنی که از دل برآید به دل نشیند.
پنجشنبه 12 بهمن 1396 10:30 ق.ظ
ممنون از خانم نگین عزیز بسیار از آموزش هاتون لذت بردم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :